خرید بک لینک
من پیش از آن که معلم باشم، دانش آموزم. معلمانی داشته ام در کلاس که از آنها بسیار آموخته ام. نه تنها از گفتارشان بلکه از کردارشان، از نگاهشان، از نوع نگرش و احساسشان، از لحن سخنشان و از فلسفه زندگیشان. ما فقط دانش آموز درس معلمانمان نبوده ایم بلکه دانش آموز شخصیت و منش آنان نیز بوده ایم. ما آموزگارانی هم داشته ایم بیرون از کلاس و مدرسه. مگر معلم بودن به عنوان و سمت سازمانی و اداری است؟ مگر از پدرانمان نیاموخته ایم؟ از مادرانمان؟ از پدربزرگها و مادربزرگهایمان؟ از همسایگان و خویشاوندانمان؟ از نویسنده ی داستانی؟ شاعری؟ سخنرانی؟ حتی رهگذری؟آیا نشده است نکته ای را از کودکی آموخته باشیم؟همه ما آموزگارانی داشته ایم در مدرسه و آموزگارانی داشته ایم در خانه و کوچه و خیابان. ما مجموعه ای هستیم از آموخته هایمان و آموخته هایمان را از آموزگارانی یافته ایم که در مسیر زندگیمان جاری بوده اند. ما وامدار همه آموزگارانمان هستیم. روز معلم بر همگان مبارک! + نوشته شده در جمعه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت 10:55 توسط آزاده رستمي  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 0:50

من به معجزه عشق ایمان دارم 

من به پرنده ها و پروازشان ایمان دارم 

من به خدا ونهربانیش ایمان دارم

من به آدمهای خوبی که اتفاقی سرراهت قرارمیگیرن ایمان دارم

اونها معجزه خدایند .......

+ نوشته شده در جمعه هفدهم مرداد ۱۳۹۹ ساعت 13:30 توسط آزاده رستمي  | 

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 0:50

جغرافیایم باتوگیلانست،هرگوشه ازقلبم خزرجاریستدرمن زنی روبسته وعاشق جامانده از دوران قاجاریستدشت وسیع سینه ام هرروزگندم به گندم شاخه می رویدبرزیرلب باخودگمانم که ازعشق دارد قصه میگویدباران که ارث چشمهایم بودحالاسرازکوه ها درآوردهسقف تمام آرزوهایم ازدستهایم سردرآوردهکشتی نشین انزلی هستم درساحل دستان گرم توبابال زخمی میرسم ازراه تنهاپناه آغوش نرم توتاریخ من مانندکوچک ها درجنگ جنگل ها رقم میخوردچشمات سربازان گمنامی که هوش از عقل وسرم میبردداردقطارازراه می آیدبامن دراین مقصدقدم بگذارجزمن برای هرکس دیگر عالیجناب!ازعشق کم بگذارآزاده رستمی + نوشته شده در جمعه چهارم مهر ۱۳۹۹ ساعت 23:57 توسط آزاده رستمي  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 0:50

حضرت یار! اجازه ست دچارت بشوم؟دوست دارم همه ی دار و ندارت بشومآمدم گرد غم از صورت ماهت ببرمسحرِ روشنِ بعد از شب تارت بشومبعد تنهاییِ یک عمر زمستانِ سیاهرویش عشق شوم،فصل بهارت بشومحضرت جاذبه! مجذوب حیاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 19:26

دلم خیلی گرفته.....دلم برای همه روزایی که میخندیدم وشادبودم گرفته. برای روی پا ایستادنم برای بودنم باکسانی که دوستشون دارم برای همه لحظه هایی که ذهنمو پرکرده برای غروب شمس برای همه گلدونهایی که سبزبودند برای همه دلم تنگه.....کاش برگردن روزای خوبم......

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 14:01

سلام به همه مهربانان وهمراهانم

اینروزها گرمای شهریور وسردی نم نم پاییز حال آدمو یه جورایی میکنه منم دقیقا همینجورم نمیدونم چرا ولی حس میکنم یه چیزهایی درونم عوض شده حس وحالم بهم ریخته دلم گرفته خسته روزای سختیم که پشت سرمیزارم خسته ازخوردن مسکنهایی که آرومم نمیکنه وپاهایی که دیگه منو یاری نمی کنند تو پرسه های ذهنم مثل شاعری آواره دنبال ردپایی ازشمس میگردم خسته ومنتظر به نشستن بوسه ای آرام روی لبهایی که روزهاست خاموش شده ....

آهای عالیجناب عشق.....

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 14:01

به ارباب کرم سید الشهدا(ع):تا بساط عشق و مضمون و کرم آماده استکار شاعرهای دربار تو شاها! ساده استمن که با خاک در کوی تو کامم باز شد،مادرم با اشک های روضه شیرم داده استهفت پشت من همه پیر غلامت بوده اندادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 14:01

دل مرنجان که ز هر دل به خدا راهی هست

هرکه را هیچ به کف نیست به دِل آهی هست

مولانا ماه و خورشید است در ادبیات فارسی و تاریخ عرفان و آگاهی بشر. مولوی مثنویها ساخت از ناگفتهها اما در نهایت میگوید: «من ز بسیاری گفتارم خمش» چرا که نرسد صدای سروش به گوش نامحرم. ۸مهر، روز بزرگداشت مولانا (جلال الدین محمد بلخی ) شاعر و عارف نامی ایرانی گرامیباد....

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 14:01

سپهری؛ وارث آب و خرد و روشنی پانزدهم مهر سالروز تولد شاعر و نقاش معاصر سهراب سپهری است که شهرت و نامداری و اعتبارش فراتقویمی است. سپهری نمونه اعلای هوشمندی و درک و دریافتهای شاعرانه در روزگار ماست کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 14:01

سلام به رد پای ساکت کسی درحرفهایم

سلام به نگاه عمیق مخاطبی دراشعارم

سلام به صداقت مبهم ابرازعشق در خواهشی پنهان

باران می بارد وشیشه انگاردوباره اشک ریخته وپنجره منتظر آمدن کسی مانده...

تو گم نشده ای پیدایی درست مثل شمس دراشعار مولانا

مثل خواهش سبز جاری درشعرسهراب

مثل نجابت در شاعر پروین

ومن مسافری سرگشته درپیش وخم جاده زندگی

دستهایت رابه من بده

دوستت دارم

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: يکشنبه 15 ارديبهشت 1398 ساعت: 1:52

به تو انديشيدن سکوت من است...عزيزترين ، طولانی ترين و... طوفانی ترين سکوت...تو درونم هستی... هميــــــــــــشه...همچون قلبی که نديده ام...همچون قلبی که به درد می آورد...همچون زخمی که... زندگی می بخشد.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: يکشنبه 15 ارديبهشت 1398 ساعت: 1:52

سلام عزیزان دیشب بعدمدتی شعری به ذهنم مرورکرد آن را مرور کردم ودیدم بیان حال باران بعدطوفانست امیدوارم لذت ببرید.... چشمهایت هنوزغمگینندمثل یک عصرجمعه درپاییزمثل تقدیرمولوی درعشق مثل احساس شمس درتبرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: جمعه 26 بهمن 1397 ساعت: 10:26

دلم گرفته خیلی.....

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: جمعه 26 بهمن 1397 ساعت: 10:26

جنگل
ردپای باران است.
ویرانه،
ردپای طوفان.

من؛
رد پای توام!
همیشه پشت در خانه ات تمام میشوم…

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: جمعه 26 بهمن 1397 ساعت: 10:26

سلام دخترکولی بگیرفالم را

که عشق مثل همیشه گرفته حالم را.....

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: جمعه 26 بهمن 1397 ساعت: 10:26

صفحه بندی