درویش فقیریم و در این گوشه دنیا
با نیک و بد خلق جهان ، کار نداریم
گر یار وفادار ، نداریم عجب نیست
ما یار ، بجز حضرت جبار ، نداریم
با جامه صد پاره و با خرقه پشمین
بر خاک نشینیم و از آن عار نداریم
ما شاخ درختیم و پر از میوه ی توحید
هر رهگذری ، سنگ زند باک نداریم
ما صاف دلانیم و ز كَس کینه نداریم
گر شهر پر از فتنه و ما با همه یاریم
(مولانا)
برچسب: هیچ مگو,هیچ مگو احسان ذبیحی فر,هیچ مگو مولانا,هیچ مگو مولوی,هیچ مگو چشم ببستم دهن,هیچ مگو شاملو,هيچ مگوي,هیچ مگو مجتبی عسگری,هیچ مگو از مولوی,هیچ مگو شعر,
نویسنده: مریم حیدری