باران در راه

متن مرتبط با «هیچ مگو احسان ذبیحی فر» در سایت باران در راه نوشته شده است

سفر

  • نیلوبلاگ

    جغرافیایم باتوگیلانست،هرگوشه ازقلبم خزرجاریستدرمن زنی روبسته وعاشق جامانده از دوران قاجاریستدشت وسیع سینه ام هرروزگندم به گندم شاخه می رویدبرزیرلب باخودگمانم که ازعشق دارد قصه میگویدباران که ارث چشمهایم بودحالاسرازکوه ها درآوردهسقف تمام آرزوهایم ازدستهایم سردرآوردهکشتی نشین انزلی هستم درساحل دستان گرم توبابال زخمی میرسم ازراه تنهاپناه آغوش نرم توتاریخ من مانندکوچک ها درجنگ جنگل ها رقم میخوردچشمات سربازان گمنامی که هوش از عقل وسرم میبردداردقطارازراه می آیدبامن دراین مقصدقدم بگذارجزمن برای هرکس دیگر عالیجناب!ازعشق کم بگذارآزاده رستمی + نوشته شده در جمعه چهارم مهر ۱۳۹۹ ساعت 23:57 توسط آزاده رستمي  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • به فرشته ترین شاعر زندگیم مادرم که قوت قلب منست.............

  • نیلوبلاگ

    معذرت میخوام فیثاغورس ....چرا که مادر من سخت ترین معادلات است! معذرت میخوام نیوتن ...چرا که مادر من راز جاذبه است! معذرت میخوام ادیسون ...چرا که مادر من اولین چراغ زندگی من است! معذرت میخوام افلاطون ...چرا که این مادر من است که مدینه فاضله قلب من است! معذرت میخوام رومئو... چرا که همه راه ها به عشق مادر من ختم میشود...! معذرت میخوام ژولیت ...چرا که مادرم عشق من است ! ...

    ادامه مطلب
  • هیچ مگو

  • نیلوبلاگ

    ما در دو جهان ، غیر خدا یار نداریمجز یاد خدا ، هیچ دگر ، کار نداریم درویش فقیریم و در این گوشه دنیابا نیک و بد خلق جهان ، کار نداریم گر یار وفادار ، نداریم عجب نیستما یار ، بجز حضرت جبار ، نداریم با جامه صد پاره و با خرقه پشمینبر خاک نشینیم و از آن عار نداریم ما شاخ درختیم و پر از میوه ی توحیدهر رهگذری ، سنگ زند باک نداریم ما صاف دلانیم و ز كَس کینه نداریمگر شهر پر از فتنه و ما با همه یاریم (مولانا)...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    هیچ مگو | هیچ مگو احسان ذبیحی فر | هیچ مگو مولانا | هیچ مگو مولوی | هیچ مگو چشم ببستم دهن | هیچ مگو شاملو | هيچ مگوي | هیچ مگو مجتبی عسگری | هیچ مگو از مولوی | هیچ مگو شعر